هایک، اپوزیسیون نوبل مالی

خبرنگاران: جایزه نوبل اقتصاد به یاد آلفرد نوبل از سال 1969 به اندیشمندان و نظریه پردازان این حوزه اهدا می گردد. با این حال، این جایزه هیچ ارتباطی با خاندان نوبل ندارد و بیشتر به بانک مرکزی سوئد مربوط است که برنده شدگان را انتخاب می نماید و جوایز را اهدا می نماید.در واقع ریسک بانک از سال 1969 میزبانی نوبل علوم مالی را به یادبود آلفرد نوبل برعهده دارد.

هایک، اپوزیسیون نوبل مالی

تیموتی تیلور: استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا

مکتب: مستقل

گرایش کاری: آموزش و اقتصاد کلان

به گزارش خبرنگاران، برخلاف افسانه ای که درخصوص جایزه نوبل و میزبان اصلی آن وجود دارد، این جایزه به طور دقیق نوبل خوانده نمی شود؛ چراکه هیچ ارتباطی به خاندان آلفرد نوبل ندارد؛ اما با این حال در سال 1969 میلادی اولین جایزه نوبل مالی به همراه هدیه نقدی از سوی بانک مرکزی سوئد به مناسبت سالگرد سیصدمین سال تاسیس این بانک به برندگان اعطا شد. در واقع از آن دوره ریسک بانک، میزبانی نوبل علوم مالی را به یادبود آلفرد نوبل برعهده دارد؛ اما نکته جالب توجه درخصوص تاریخچه برندگان جایزه نوبل مالی به فردریش فون هایک باز می شود که به طور مشترک با گونار میردال به عنوان برنده انتخاب شد. در واقع جایزه هایک ششمین نوبل مالی بود که تا آن دوره به اقتصاددانان اعطا شده بود. هایک در سال 1974 میلادی در مراسم اعطای جایزه روند شکل گیری مراسم و جایزه را زیر سوال برد. در ادامه متن سخنرانی هایک را در جمع اقتصاددانان بسیاری که غالب آنها با ریشخند و تمسخر به سخنان فون هایک گوش دادند، خواهید خواند.

سروران گرامی، خانم ها و آقایان حالا که جایزه یادبود نوبل در رشته اقتصاد خلق شده است، بعضی دریافت آن را مایه مباهات می دانند و اقتصاددانان به طور حتم دلایل بسیاری برای قدردانی از بانک سوئدی برای توجه به موضوع مورد مطالعه آنان با اعطای ارزشی به اندازه نوبل خواهند داشت. همچنین باید اعتراف کنم در صورتی که در تصمیم گیری برای وجود چنین جایزه ای نقش داشتم قطعا در جبهه مخالف قرار می گرفتم. دو دلیل برای مخالفت با وجود نوبل مالی باعث این تصمیم من شده است. دلیل اول هراسی است که از وجود چنین جایزه ای دارم؛ چراکه باور دارم فعالیت های بعضی از بزرگ ترین نهاد های علمی جهان ممکن است به سمت نظریات مالی به روز اما اثبات نشده چرخش پیدا کند. چنین اتفاقی در صورتی رخ می دهد که کمیته جایزه را به شخصی اعطا کند که دیدگاهی خلاف جریان های موجود داشته باشد؛ همان طور که این جایزه به من نیز تعلق یافته است. دومین دلیل مخالفت من به جریان سازی کاذب مربوط است. از آنجا که اعطای جایزه نوبل به یک شخص می تواند او را در برابر نقدها محافظت کند و شاید دیگر اقتصاددانی نتواند فرضیه جدیدی برخلاف دیدگاه یک برنده نوبل را ترویج کند، در علوم طبیعی این مساله می تواند مشکل ساز باشد؛ چراکه آزمایش ها و پژوهش های یک شخص اثرگذار به سایر همکارانش منتقل می شود و در صورتی که اغراقی در نتیجه گیری وجود داشته باشد، به سرعت حباب حول نظریه آن شخص خواهد ترکید.

اما در علم اقتصاد به دلیل اثرگذاری چند وجهی که بر سیاستمداران، خبرنگاران فعالان مدنی و اقشار فرهنگی و اجتماعی دیگر دارد، می تواند اقتصاددانی را که به قدرت جایزه نوبل نیز مجهز شده است، ازاثرگذاری ویژه ای برخوردار کند. در صورت ترویج نظریات اشتباه یک برنده نوبل وسعت اثر مخرب آن بسیار زیاد خواهد بود. البته عکس این سناریو نیز ممکن خواهد بود؛ اما ریسک سناریوی اول بسیار زیاد است.

آنچه گناه کبیره محسوب می شود سوءاستفاده از این جایزه است؛ خواه تعمدی یا ناخودآگاه. نوشته یکی از بزرگ ترین مردانی را که در حوزه مشترک با ماست، یعنی آلفرد مارشال یادآوری می کنم: دانشجویان علوم اجتماعی باید در هراس از مقبولیت عمومی قرار بگیرند. شیطان همراه با کسانی است که از سوی همه به خوبی یاد می شوند.

منبع: اقتصادنیوز
انتشار: بروزرسانی: 29 آذر 1398 شناسه مطلب: 553

به "هایک، اپوزیسیون نوبل مالی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "هایک، اپوزیسیون نوبل مالی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید